نگاهش سرد
تنش سرد
اما من...
زانو زدم سرشو به سینه فشردم
صداش کردم موهاشو از پیشانی زدم کنار
آروم نگاه میکرد ...نگاش سرد بود
دستمو به رویه سینش گذاشتم
ایستاده .آروم بارون میاد
من...
تموم شد تو آغوشم مردم
یادم نمیاد چه طور مردم فقط صدایه تو گوشمه
برو از زندگیم برو ....
من رفتم
+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |
واژه ای ادا نشده ام که نک زبانت گیر کرده بودم ...
Home Email طراح قالب
####مسعود#### ####شب سياه#### ####حسین##### ####همیشه تنها#### Specific زيباترين قالبهاي وبلاگزيباترين كدهاي وبلاگافزايش آمار وبلاگ شمافروشگاه مبين شاپطراحي بنر و لوگو و هدر و... LinkDump tarjome
tarjome
كدهای جاوا وبلاگ
قالب وبلاگ