تبليغاتX
شب مهتابی -

شب مهتابی

چشمان بارانی

در اين دنيا تك و تنها شدم من

گياهي در دل صحرا شدم من

چو مجنوني كه از مردم گريزد

شتابان در پي ليلا شدم من

((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم

به ناكامي چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شيدا شدم من))

 

من آن دير آشنا را مي شناسم

من آن شيرين ادا را مي شناسم

محبت بين ما كار خدا بود

از اينجا من خدا را مي شناسم 

خوش آن روزي كه اين دنيا سرآيد

قيامت با قيام محشر آيد

بگيرم دامن عدل الهي

بپرسم كام عاشق كي برآيد؟

 ((چه بي اثر مي خندم، چه بي ثمر مي گريم

به ناكامي چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شيدا شدم من))

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |