نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |
واژه ای ادا نشده ام که نک زبانت گیر کرده بودم ...
Home Email طراح قالب
####مسعود#### ####شب سياه#### ####حسین##### ####همیشه تنها#### Specific زيباترين قالبهاي وبلاگزيباترين كدهاي وبلاگافزايش آمار وبلاگ شمافروشگاه مبين شاپطراحي بنر و لوگو و هدر و... LinkDump tarjome
tarjome
كدهای جاوا وبلاگ
قالب وبلاگ