تبليغاتX
شب مهتابی

شب مهتابی

چشمان بارانی

سلام دوستای مهربون و با وفا ببخشید که آپ این بار دیر شد


راستش من با تمام موظبای که کردم از خودم تا مرض نشم ولی

مریض شدم (آمفلانزای خکی)الانم که دارم براتون می نویسم


به شدت تب دارم ایشالا با دعای شما زود تر خوب میشم

و میام باز مینویسم


                                   دوستار شما  دنیا

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |

چرا به من می گویند ،دوستش نداشته باشم

 مگر دوست داشتن جرم است ؟

 من نمی فهمم که چرا دوست داشتنش مرا به گناه خواهد

 کشاند من گناه نمیکنم من گناه را دوست ندارم

 ولی او را چرا...

 من او را فرا موش نمیکنم ولی گناهش راچرا ...

 من دوستش دارم و اور ا فراموش نمیکنم

 

 ولی گاهی گریز باید کرد و گاهی نمی شود گریخت

 

 وآن لحظه که نمیتوانی از آن بگریزی

 

همان لحظه ای است که من از آن می ترسم ولی آن را تجربه کردم تجربه ای که خدایم ببخشاید و عشق واسطه

 

شود تا بخشیده شوم

 

*** آمین***

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |