تبليغاتX
شب مهتابی

شب مهتابی

چشمان بارانی

مگه قرار نبود که من چشماتو از یاد ببرم

   بهم بگو چرا هنوز از همیشه عاشق ترم؟

مگه قرار نبود برام، مثل غریبه ها بشی

  مگه نخواستم که بری از دل من جدا بشی؟

مگه قرار نبود دیگه، فکرم  درگیر نکنی؟

دیگه به چشمهای سیات ، چشمامو زنجیر نکنی؟

مگه قرار نبود که این فاصله طولانی بشه؟

دریای عشق من وتو یک شبه طوفانی بشه؟

پس چرا اشتیاق من از هر زمانی بیشتر؟

چرا خدا نگاهتو از خاطرم نمی بره؟


+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |