تبليغاتX
شب مهتابی

شب مهتابی

چشمان بارانی

حالا آماده ام

با آغوشی باز

با دلی خون

با چشمانی که به خون نشسته

حالا آماده ام

می خواهم در آغوشم بگیری

می خواهم لبانم را قفل کنی با بوسه ای

حالا آماده ام

برای مردن

برای لمس خاک نم دار از بارون تابستان

حالا آماده ام

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |

+نوشته شده در ساعتتوسط تنهاترین دیونه دنیا | |