تبليغاتX
شب مهتابی

قفس داران سکوتم را شکستند


دل دائم صبورم را شکستند


به جرم پا به پائي عشق رفتن


پرو بال عبورم را شکستند


مرا از خلوتم بيرون کشيدند


چه بي پروا حضورم را شکستند


تمنا در نگاهم موج مي زد


ولي روياي دورم را شکستند

 

+ نوشته شده در 2008/4/25ساعت 0:25 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

اهایییییییییییییی  ملتتتتتتتتتتتتتتتتتت   من دیونم   باور کنید    من یکیو  

 دوست داشتم دارم خواهم  داشت   اما منو  دیونه  میدونه   

ارهههههههههههههههههه   من دیونم  که به خاطر   خوشحال  کردن تو هر

کاری کردم   من  

دیونممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

مممم

 

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

اما   هنوز با تمام   دیونگی میگم دوست دارم 

+ نوشته شده در 2008/3/2ساعت 16:56 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

آدس جدید وبلاگ  من

دیگه انجا مطلب نمیذارم

                          http://del-dar.blogfa.com

+ نوشته شده در 2008/1/29ساعت 13:43 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

گفتن آينده را نقاشي کن و من تنها تصويري از وجودم روي تکه ابري خيال

 نقاشي کردم و تو از پشت ِ جزرو مد درياي آبي لبخند زدي و با چشمانت

 کشتي محبت را در ساحل دلم پياده کردي و چه زيبا لنگرانداختي و من از

 ميان بغض ترکيده ام گفتم دوستت دارم

خیلیا گفتن  چرا مطلب نمی ذاری دوستان خیلی خستم  خیلی

+ نوشته شده در 2008/1/25ساعت 13:10 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

كنم هرشب دعايي كز دلم بيرون رود مهرت

 

ولي آهسته مي گويم

 

خدايا بي اثر باشد

+ نوشته شده در 2007/12/7ساعت 21:8 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

توجه کن !!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در 2007/12/2ساعت 0:53 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

براي آرزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم

سنگين تر از فرياد

+ نوشته شده در 2007/11/29ساعت 0:19 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست

تــا اشــارات نــظـر نامه رسان من و توست

گـوش كن با لـب خـامـوش سخن ميـگويـم

پـاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست

روزگـاري شـد و كـس مـرد ره عـشق نـديـد

حالــيـا چـشم جهـاني نـگـران من و توست

گــر چـه در خلــوت راز دل مـا كـس نـرسيـد

هـمه جـا زمـزمهء عشق نهان من و توست

ايـن همـه قـصه فــردوس و تمنـاي بـهـشت

گـفتـگـويي و خـيالي ز جهـان من و توست

نـقش ما گـو ننـگارند بــه ديــبــاچـه عــقــل

هر كجا نامه عشق است نشان من و توست

سايـه ز آتـشكـده مــاسـت فــروغ مه و مهر

وه از اين آتش روشن كه به جان من و توست

 

 

+ نوشته شده در 2007/11/26ساعت 0:14 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |


 

واستا دنیا


من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونی


پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه


من دیگه بسه برام تحمل این همه غم


بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم


وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی


واسه عشق های توخالی ساده مردن واسه چی


نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم


نمی خوام گناه بی عشقی بیوفته گردنم


نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم


واسه آتیش همه یک هیزوم آماده شم


واستا دنیا واستا دنیا من میخوام پیاده شم


 

+ نوشته شده در 2007/11/21ساعت 20:15 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

سلام به تو به توي كه خودت ميدوني با توام آره با تو هستم

نمي دونم چي بگم بهت به تو كه دلم به ناكجا بردي و ناگهان مرا راها كردي

خود را بي كس ديدم در صحراي كه جز ريگهاي ترك خورده چيز ديگري به چشم

 نمي خوره

بهت گفتم فراموشم كن گفتم اگه بري دوباره برميگردي اما نمي دونستم بر گشتي در كار نيست

رفتي نفرين نميكنم فقط  به اون كسي كه به خاطرش منو ول كردي بگو اين رسمش نيست

دوست دارم تا اونجا كه چشمام توان نگاه كردن به جاده را داشته باشن براي برگشتن تو اما

مي دونم برگشتي در كار نيست  پس مراقب خودت باش

 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم  .
 
اما به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم  .
 
 تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم  .
 
  اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم  !
 

+ نوشته شده در 2007/11/16ساعت 19:56 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

دلم بد جوری گرفته.دیگر گریه هم اثر ندارد

اخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت

 ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي

 نهند

اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است

+ نوشته شده در 2007/10/30ساعت 19:18 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

امشب بازم احساس تنهاي ميكنم دلم برايه خودم تنگ شده شايد خنده دار باشه

 

 اما اوايل دانشگاه بهم خوش گذشت اما حالا احساس خفگي مي كنم همه پسرا

 

منتظر يه فرصت كه به آدم نزديك بشن .نمي تونم قبول كنم كه پسر ديگه به

 

زندگيم بياد حتي دوستي ميترسم  آخه ديگه برام قلبي نمونده تا به خوام ذره اي

 

محبت كسيو به دل بگيرم . شايد تقصير خودم باشه كه پسرا جذبم مي شن  به

 

قول دوستم عاطفه مي گه تو با همه اين دردا كه داري هميشه مي خندي و همه

 

رو به خنده وادار ميكني . اما كاش كسي از قلب پر دردم خبر داشت

 

كاش كسي واقعا پشت چهره خندون من چهره غم ديده منو ميديد

 

كاش كسي پشت اين صدايه زيبا كه ميگن آرامش به آدم ميده صدايه فريادشو

 

 ميشنيد كاش................

 

نميدونم كسي از بچه ها كه اين جا ميان كيا بچه آمل هستن يا كيا تو دانشگاه من

 

 (واحد آيت الله آملي)درس ميخونن منو كمك كنن كه دارم باز افسرده ميشم من

 

نمي خوام به درسم لطمه بخوره

 

از دوستان خوبم  هادي. داش علي و داداش حسين گلم كه اين آبجيش پيش

 

مرگش بشه ممنون كه هنوز پيشم مياين و هوا منو دارين

 

دوستون دارم

 

 

دوستار شما تنهاترين ديونه(دنيا)

 

 

+ نوشته شده در 2007/10/20ساعت 21:24 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

امروز دوروز از دانشگاه رفتنم ميگذره

 

تو دانشگاه  يه احساس تازه در من به وجود اومده

 

از نوع دارم زندگي ميكنم يه زندگي زيبا كه با هيچي عوض نمي كنم

 

استاد بچه ها همه با هم مثل اعضايه خانواده رفتار مي كنن هميشه خنده

 

انگار غم جاي نداره بينشون اما هنوز همون دختر آرومم كه به هيچكي كاري ندارم

 

اما لذت ميبرم از باهم بودن با همكلاسيا كه برخورد دوستاني با من دارن

 

دلم برايه خيلي چيزا تنگ شده تو اين دوروز البته من الا يك هفته است كه نميام اينترنت

 

دلم برايه دوستا و دادش گلم خيلي تنگ شده از همين جا ميگم كه هميشه منتظرم باشين چون ميام

 

 

 

 

 

 

برام دعا كنيد دوستار شما تنهاترين ديونه دنيا

+ نوشته شده در 2007/10/16ساعت 1:59 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

سلام دوباره به تمام دوستان عزيزم به خاطر اين كه مدتي نبودم شرمنده

 

اومدم اما مجبورم برم بازم برايه مدتي. راستش هنوز دنبال يه خونه ميگردم تو آمل تا اساسمو ببرم بعد دنبال اين كارايه دانشگاه باشم مدتي در گيرم اما قول ميدم وقتي جابه جا شدم بازم بشم همون دنيا ديونه. از تمام دوستان كه تا اين لحظه تنهام نذاشتن ممنون از داداش حسين . محمد عزيزم .  جواد.     DAJES  . رضا . و شخصي كه نميشناسمش  اما با نامهايه مختلف مياد و منو مورد لطف خودش قرار ميده از همتون ممنون خوشحالم كه تو اين مدت هوايه اين وبلاگ و صاحبش كه من باشمو داشتين ممنون يك دنيا ممنون ازتون.بعضی از دوستان آیدی منو خواستن اینم آیدی                         rozegarnamarde

                                                                               ahaybi_vafa2007

 

 این دوتا آیدیم یه خواهش اون شخصی که ناشناسه حتما بگه کیه که از فضولی مردم

 

دوستار شما در همه جا  تنهاترين ديونه دنيا

+ نوشته شده در 2007/10/8ساعت 23:20 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

امشب تنهاترین آدم رو زمین داره براتون حرف میزنه

میخواد از قلب شکستش روح خستش میخواد از خودش بگه

میخواد براتون از ستونی بگه که هنوز تکیه نداده بهش رو سرش خراب شد

به یکباره تهی شدم تاحالا شده اینطوری بشین شونه ای

 بخواهید برایه گذاشتن سرتون تا گریه کنین اما همه خودشونو عقب میکشن

امشب میخوام راحت برم سر رو جانماز بذارم میخوام سرمو رو شونه خدا بزارم آروم چشامو

 

ببندم

+ نوشته شده در 2007/10/2ساعت 1:25 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی

-روی تو را کاش میدیدم

شانه بالا زدنت را

بی قید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان سر را که

عجب عاقبت مرد

روی تو را کاشکی میدیدم

من به خود می گویم چه کسی باور خواهد کرد

جنگل جان مرا اتش عشق تو خاکستر کرد

 

       (اگه دوست داری ادامه حرفامو بخونی کلیک کن رویه ادامه مطلب)

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2007/10/2ساعت 1:23 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

سلام نمیدونم چرا امشب هرچی خواستم مطلبی براتون بنویسم تا به دلتون بچسبه پیدا

 نکردم

راستی دوستای خوبم دانشگاه قبول شدم تو دانشگاه آمل رشته گرافیک.یعنی رفتن به خارج

 فعلا کنسل

تا ببینم تو این ۲سال چی بشه اما رفتنم حتمیه .

  خدایا در دلم کینی ندارم                                                      ز بد عهد او بیمی ندارم

تو هستی با من و همراهم هرجا                                           جز این امید من دیگر چه دارم

  خدایا این دلو لایق تو کردی                                                  مرا غاف ز درد عاشق تو کردی

  خدایا دور بودم از هیاهو                                                     زبانم را به عشق ناطق تو کردی

+ نوشته شده در 2007/10/2ساعت 1:18 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در 2007/9/30ساعت 1:36 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست.

 آواره شدن ,حکايت سختي نيست.

 از پاکي اشکهاي خود فهميدم

 لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2007/9/26ساعت 0:2 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

همه دوستان خوبم بهم گفتن چرا این آهنگو گذاشتی؟

از همین جا به همه شما عزیزان میگم چون اون کسی که دوسش دارم میدونم میاد وبلاگ

منو میبینه شاید این آهنگ چیزایو به یادش بیاره  و منو محکوم به بی وفای نکنه و بدونه

همیشه به فکرشم اما من مجبور به ترکش شدم چون من با تنهای خودم خو گرفتم سزاوار

نیست اونم پا به سرایه غم بذاره فقط میتونم بگم عزیزم دوست دارم برایه همین ترکت

می کنم 

برام دعا کنید

+ نوشته شده در 2007/9/24ساعت 23:46 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

زمونه بی زمونه

مهربونی تمومه

تو این شب های بی ستاره

ماه دوباره لب بومه

رفتنش چه ناتمومه

از دور چه نازنینه

موندش توی این تاریکی

چه دل نشینه

+ نوشته شده در 2007/9/24ساعت 3:49 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

اگه می تونستم تو دنیا یه....

 

اگه می تونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم

دوست داشتم اشک تو باشم

که تو چشمات متولد بشم

رو گونه هات زندگی کنم

و رو لبهات بمیرم

+ نوشته شده در 2007/9/19ساعت 3:4 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

 ابتداي يک پريشانی است حرفش را نزن

 آرزو داريکه ديگر بر نگردم پيش تو 

را همان با اين که طولانيست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پريشان مرا 

دل شکستن کار آسانيست حرفش را نزن

 خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی

 اين شکستن نا مسلمانيست حرفش را نزن

 حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج تو ام

 رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

+ نوشته شده در 2007/9/9ساعت 3:20 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

آخی جوونی

 

زليخا مرد از اين حسرت که يوسف گشت زنداني

.....چرا عاقل کند کاري که باز آرد پشيماني 

+ نوشته شده در 2007/8/18ساعت 2:53 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

آدمک آخر دنیاست بخند

 

آدمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که ترا عاشق کرد

 

شوخی کاغذی ماست بخند

 

آدمک خر نشوی گریه کنی

 

کل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزرگش خواندی

 

بخدا مثل توتنهاست بخند

+ نوشته شده در 2007/8/10ساعت 0:32 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

ديگه تنهاي تمومه  دلهره حرومه

واسه روزاي رفته   غم و غصه اي نداريم

ديگه خورشيد مال ماست      روشني راه ماست

 

این  شعر مال یکی از دوستان خوبمه  اینم آدرس وبلاگش

 http://divoonehtanha69.blogfa.com/

+ نوشته شده در 2007/7/24ساعت 2:58 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

 

داستان غم پنهانی من گوش کنید

 

قصه بی سرو سامانی من گوش کنید

 

گفت و گوی من وحیرانی من گوش کنید

 

شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی

 

سوختم  سوختم این سوز نهفتن تا کی

 

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

 

ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

 

اول آن کس که خریدارشدش من بودم

 

باعث گرمی بازار شدش من بودم

 

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

 

داد رسوایی من شهرت زیبایی او

 

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

 

شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او

 

این زمان عاشق فراوان دارد

 

کی سر برگ من بی سروسامان دارد...

+ نوشته شده در 2007/7/6ساعت 0:34 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

تنهايي را دوست دارم بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق

دروغي در آن نيست ... تنهايي

 را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم

تنهاست .. . تنهايي را دوست

دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را

پنهان خواهم کرد

+ نوشته شده در 2007/7/3ساعت 1:31 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

شب مهتاب و چشمام

 

بازم از یاد تو خیسه

 

دگه عادت شده با بغض

 

واسه ی تو بنویسه

 

کاش می فهمیدی که قلبم

 

خونه ی آرزوهات بود

 

یه نفس تنها نبودی

 

همیشه دلم باهات بود

+ نوشته شده در 2007/6/25ساعت 0:15 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |

 

کجا بودی وقتی برات شکستمTinyPic image

 

یخ زده بود شاخه گلم تو دستم

 

کجا بودی وقتی غریبی و درد

 

داشت من تنهارو دیوونه می کرد

 

کجا بودی وقتی که از پنجره

 

می پرسیدم این چندمین عابره

 

کجا بودی وقتی که گریه کردم

 

از تو به آسمون گلایه کردم

 

کجا بودی تو لحظه نیازم

 

وقتی می خواستم دنیامو بسازم

 

کجا بودی ببینی من می سوزم

 

عین چشات سیاهه رنگ

+ نوشته شده در 2007/6/20ساعت 0:47 توسط تنهاترین دیونه(دنیا) |


با تموم بی صدایی،تو غروب آشنایی

من می مونم تک و تنها،می گم از غم جدایی

من پر از حس حضورم،تا توهستی در کنارم

هر کجایی که تو باشی،غم دنیا رو ندارم

عشق تو رنگ بهاره،رنگ چشم های ستاره

روی صفحه دل من،نقش عشقت یادگاره

عشق تو پاک ونجیبه،عشق تو رنگین کمونه

توی کوچه سار قلبم،مث یه رویا می مونه

واسه دیدن نگاهت،کنار جاده می نشینم

آرزومه که یه روزی گل عشقت رو بچینم

Home
Email
Night Skin